تبليغاتX
كتابفروشي و خدمات دانشجويي ذاكري
كتابفروشي و خدمات دانشجويي ذاكري
« مركز فروش كتابهاي درسي،كمك درسي و دانشگاهي- چاپ و تكثير - انواع نوشت افزار »
یادی از جهان پهلوان ابوطالب طالبی گرگری

جهان پهلوان ابوطالب طالبی گرگری

ابوطالب طالبی در بیست و یکم فروردین 1324 در  گرگر ( آذربایجان شرقی )به دنیا آمد. در سیزده سالگی به همراه خانواده خود به تهران مهاجرت کرد و در جوادیه تهران سکنی گزید. علاقه وافر او به کشتی باعث شد در اوایل نوجوانی به باشگاه پولاد تهران رود. 3 سال زیر نظر حسینقلی (اصغر) مهر‌آموز به تمرین سخت بپردازد. پس از فراگرفتن کشتی به باشگاه جعفری رفت. در کنار نبی سروری، مهدی یعقوبی و محمدعلی خجسته‌پور مراحل ترقی را به سرعت پیمود. اولین رقابت جدی او در سال 1344 بود که تیم قدرتمند شوروی برای انجام دیداری دوستانه به ایران آمد. تیم ایران در این سال به مقام قهرمانی جهان در منچستر رسیده بود. در شب سوم پیکار دو تیم، طالبی در برابر علی علی‌اف قهرمان نامدار روس‌ها مبارزه ای نزدیک داشت و در حالیکه در تمام طول کشتی حمله می‌کرد با یک امتیاز مسابقه را واگذار کرد  .


ابوطالب طالبی کشتی گیر پیشکسوت ایران دیگر در میان ما نیست .

 

 او در سن 63 سالگی دار فانی را وداع گفت .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389 ساعت 18:47 |

رسیده بود بلایی ولی بخیر گذشت

رسیده بود بلایی ولی بخیر گذشت

حتماً فراموش نکرده اید ، تقریباً هفت یا هشت ماه پیش بود که با عکس و توضیح و ... از مینی پمپ بنزینی برایتان نوشتیم که موجب نگرانی همسایگان و اهالی محل شده بود ( http://hadishahr.blogfa.com/post-94.aspx کلیک کنید)با کش و قوس زیاد بالاخره این پمپ بنزین درست بیخ گوش فرمانداری و مصلی شروع بکار کرد و صاحبش به ریش تمام دلسوزانی که با بودن این مکان حادثه ساز مخالفت میکردند ، خندید ....

وجداناً باید از مسئولین امر به پرسیم آیا واقعاً وجود این پمپ بنزین در این مکان ضروری است ؟ پمپ بنزینی که حتی ورود و خروج و بنزین زدن ماشینها در آن خلاف روال عادی تمام پمپ های بنزین موجود است  و حتی ورود و خروج سواری ها و تانکرها در آن باور بکنید حادثه ساز است و حتماً شما هم مشکلات را به چشم خود شاهد بوده اید . لجاجت به چه قیمتی ؟ آیا جان مردم اینقدر بی ارزش است که بخاطر منافع یک فرد عده ی کثیری را بخطر بیندازیم ؟ آیا حتما باید حادثه تاسف باری بوجود بیاید تا اقدام بکنیم ؟ شنیده ها حاکی از آن است که امروز عصر حادثه بزرگی در حال وقوع بوده و در گوشه ای از همان پمپ بنزین آتش سوزی رخ داده است که با هوشیاری همسایه های پمپ بنزین آتش در نطفه خاموش شده است . بیایید علاج واقعه قبل از وقوع بگیریم .بیایید اجازه ندهیم بخاطر اندک در آمدی پیام آور مصیبت برای همشهری هایمان باشیم بیایید با تبدیل این مکان به یک محل تجاری موجبات نگرانی را از عده کثیری از همشهری هایمان دور سازیم و اجازه دهیم آنان با خیال راحت سر ببالین بگذارند و ایمان داشته باشیم که خداوند کسانی را که موجبات آسایش مردم را فراهم آورند بسوی رفاه و آسایش هدایت خواهد کرد

به نقل از وبلاگ هادیشهر - لینک اصلی خبر   http://hadishahr.blogfa.com/post-178.aspx

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 ساعت 20:43 |

خطر آتش سوزي و فاجعه بزرگ جاني در هاديشهر آذربايجان شرقي
خطر آتش سوزي و فاجعه بزرگ جاني در هاديشهر آذربايجان شرقي  

جايگاه سوخت غير استاندارد  خاقاني که در پرترافيکترين نقطه و مرکز  شهر هاديشهر جنب فرمانداري، اداره آموزش و پرورش ، مصلي وحدت، اداره آبياري، شهرداري، مدرسه دخترانه عفاف، اداره هاي جهاد کشاورزي، پست، گاز ثبت احوال، کتابخانه عمومي شهر و محل برگزاري نماز جمعه و... برخلاف خواست و نياز اهالي و در محلي که صلاحيت ترافيکي آن توسط کارشناسان راهنمايي و رانندگي و شوراي ترافيک رد شده احداث  شده و حدودا دو ماه است با وجود مخالفت مسئولين منطقه براي افتتاح آن توسط شرکت پخش فراورده هاي نفتي استان با همکاري صاحب جايگاه مورد بهره برداري قرار گرفته است. به علت نبود فضاي لازم براي دور زدن ، وسايط نقليه با دنده عقب و جلو وارد و بر عکس خارج مي شوند که اين امر باعث شده هميشه ضمن ايجاد ترافيک سنگين در اين منطقه تصادفات متعدد اتفاق بيفتد به طوري که چند روز پيش موتور سيکلتي با خانمي تصادف کرده و منجر به فوت ايشان شد و در حادثه اي ديگر  در حالي که تانکر پر از بنزين در داخل جايگاه در حال تخليه بود جايگاه طعمه حريق شد و اگر حضور اتفاقي يک آتش نشان مجرب   شهرستان عسلويه در اين محل نبود و آتش سوزي توسط ايشان مهار نمي شد و شعله هاي آتش به تانکر مي رسيد با آتش سوزي تانکر و انفجار آن فاجعه عظيم انساني و غير قابل جبراني در هاديشهر به وقوع مي پيوست.زن و بچه همسايگان اين جايگاه که با مشاهده شعله هاي آتش پا برهنه از خانه هاي خود بيرون آمده و پا به فرار گذاشته بودند در حالي که به مجوز دهندگان اين جايگاه لعن و نفرين مي کردند از مردم براي خاموش کردن شعله هاي آتش استمداد مي خواستند. مردم و مطلعين اعلام مي کردند که تا به حال بيش از بيست فقره طومار چند متري  و صدها نامه براي برچيدن اين جايگاه شوم به مسوولين ارائه کرده اند ولي متاسفانه نتيجه اي حاصل نشده است.آخرين تصميم با دستور استاندار محترم در شوراي ترافيک استان بود که مقرر شده در هاديشهر مکانيابي مناسب انجام شود و اين جايگاه به يک مکان امن و بي خطر انتقال يابد که صاحب جايگاه از تصميم شوراي ترافيک استان نيز تمکين نکرده  و هر روز به مشکلات مردم  مخصوصا ساکنين اين محل مي افزايد. اهالي  که خاطره  تلخي از انفجار سال گذشته تانکر حامل بنزين در سه راهي هاديشهر که باعث سوختن و فوت برخي شهروندان حاضر در اين صحنه شد و هنوز هم بسياري از آنها از اين حادثه دلخراش سيه پوش مي باشند شديدا  به وجود اين جايگاه معترض بوده و معتقدند اگر تانکر منفجر مي شد شمال و جنوب هاديشهر در شعله هاي آتش مي سوخت و داغي بزرگ براي هميشه در دل آنها به جاي مي گذاشت، از اين رو آنها با تنظيم نامه هاي اعتراض آميزي به عنوان فرمانداري، امام جمعه، اعضاي شوراي شهر و ساير مسوولين و با  مراجعه جمعي به مسوولين  اعتراض خود را به وجود اين جايگاه غير استاندارد، غير قانوني و مخاطره انگيز و عملکرد خلاف قانون شرکت پخش فرآورده هاي نفتي استان و رفتارهاي غير اخلاقي و تهديد آميز صاحب جايگاه اعلام داشته و  خواستار برچيده شدن آن شدند.

به نقل از روزنامه مردم سالاری نسخه شماره 2354 - 1389/02/25 -

لینک اصلی خبر : http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=11793#77019
|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 ساعت 20:25 |

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389 ساعت 13:54 |

معرفي كتاب خود آموز انگليسي

 

انگليسي براي مسافري از ايران


خودآموز مكالمه انگليسي از مبتدي تا عالي، سريع و كامل

یک کتاب کامل و خیلی خوب برای کسانی که وقت رفتن به کلاس را ندارند .

کتاب فوق یک مرجع خودآموز همراه با يك سي دي مي باشد كه محتوي آن فايل هاي صوتي مربوط به اين كتاب مي باشد. تمام لغات كلمه به كلمه جمله به جمله خط به خط مختص به هر صفحه و فصل فايل هاي صوتي اين كتاب را تشكيل مي دهند.

این کتاب در کتابفروشی ذاکری موجود و قابل عرضه می باشد .

 

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 23:39 |

منابع دانشگاه پیام نور

مشاهده منابع درسی جدید دانشگاه پیام نور

جهت مشاهده لینک زیر را باز کنید :

http://pnu.ac.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=3662cc7f-3a33-40a5-b562-eff03c64a137

جهت باز کردن صفحات نیاز به برنامه Acrobat Reader دارید . در صورتی که برنامه Acrobat Reader بر روی سیستم شما نصب نیست از لینک زیر جهت دانلود استفاده نمائید :

http://ardownload.adobe.com/pub/adobe/reader/win/9.x/9.0/enu/AdbeRdr90_en_US.exe

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 22:27 |

انتخاب واحد اینترنتی دانشگاه پیام نور

***انتخاب واحد اینترنتی دانشجویان دانشگاه پیام نور ***

دانشجویان دانشگاه پیام نور می توانند جهت انجام

انتخاب واحد ترم جدید به آدرس زیر مراجعه نمایند :

هادیشهر- خیابان امام خمینی - روبروی بانک ملی شعبه گرگر

کتابفروشی ذاکری

نمایندگی رسمی فروش کتب دانشگاه پیام نور در شهرستان

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 18:28 |

قابل توجه داوطلبان فراگیر دانشگاه پیام نور

 

بسته های آموزشی فراگیر پیام نور در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد

شامل کتاب و جزوات آموزشی  و سی دی های قابل نصب بر روی سیستم و موبایل

خرید بسته های فوق فقط از طریق نمایندگان رسمی پیام نور و جهاد دانشگاهی معتبر می باشد .

جهت کسب اطلاعات بیشتر با کتابفروشی ذاکری تماس بگیرید

هادیشهر – خیابان امام خمینی – روبروی بانک ملی – نمایندگی رسمی فروش کتب پیام نور

تلفن 3042788- 0492

همراه : 4253 492 0914

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت 19:50 |

** هفته بازار هادیشهر **

 

::::: عرضه کلیه محصولات و تولیدات محلی - تره بار خواربار - البسه و ... :::::

 

هر هفته پنجشنبه ها

 

 هادیشهر( گرگر) - جنب استادیوم ورزشی تختی

 

|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ساعت 7:54 |

آخرين كلمات
آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک
انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک
بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک
بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک
پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک
پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره... 
آخرین کلمات یک
جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک
جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک
چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک
خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک
خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک
دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک
دوچرخه‌سوار: نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک
دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک
سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین کلمات یک
شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک
غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک
فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک
قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک
قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرین کلمات یک
قهرمان اتوموبیلرانی: پس مکانیکه میدونه که با دوست دخترش...
آخرین کلمات یک
کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک
کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک
کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها...
آخرین کلمات یک
گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک
گیتاریست: یه خرده ولوم بده...
آخرین کلمات یک
مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرین کلمات یک
متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره...
آخرین کلمات یک
متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک
متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک
معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک
ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک
ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک
نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
|+| نوشته شده توسط مرتضي ذاكري گرگري در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:52 |